تبليغاتX
جبر لطیف دغدغه ها

فلسفه، وحیده، من و شما

 

حالِ خوبی نیست

آبتنی در گندابش، ارزانی شما

رویای آینده لا اقل

پُر از توهّم لبخند است

من به عطر عرق کرده مانی

من به رویای با تو بودن

در سیال خواب زدۀ عصرانه ات زنده ام

حالِ خوبی نیست

تمامِ گذشتۀ خوب، تمامِ گذشتِ من است

بوی ماندگیمان از خستگی عبورِ دلم بود

حالِ خوبی نیست

هنوز فرصتِ گُذَر نکرده ام اما

تَن داده ام به چهار

حالِ خوبی نیست

من هرزه تر از حدس شما

نعشم را لای واژه ها کشیده ام


نوشته شده توسط امیر وارستۀ حیدری  در ساعت 9:12 | لینک  | 
 

free counters